خط داستانی
Nanda پس از به دنیا آوردن دو قلو میمیرد: فرانسیسکو و کلارا. مارتا، مادربزرگ مادری، موافقت میکند پسر را نگه دارد، اما دختر مبتلا به سندرم داون را برای فرزندخواندگی میدهد. هلنا، دکتر زایمان کننده، به کودک دلبسته میشود و پنهانی او را به فرزندی میبرد. سالها بعد، لیو به پرتغال بازمیگردد و متوجه میشود پدر است. به قصد پس گرفتن حضانت فرزندان، به حمایت فرصتطلبانه مارتا تکیه میکند. اما هلنا مصمم است برای قیمومت کلارا با او بقاید. نسخه بازسازیشده از تلهنوولا برزیلی با همان نام.