سائکی به عنوان کشیش زندان با محکومان به اعدام کار میکند. او سعی میکند حس اخلاقی را در زندانیان نهادینه کند و به آنها کمک کند تا فرد بهتری شوند. او ارتباطگر خوبی با محکومان به اعدامی است که به سلولهای انفرادی منتسب شدهاند. سائکی در عذاب است که آیا حرفهایش واقعاً به زندانیان نفوذ میکند و آیا کار درستی انجام میدهد. سائکی همچنین با گذشتهای که میخواهد فراموشش کند روبرو میشود.