خط داستانی
مهروروس به طرفداران استاد عباس فتوا محله بولاك می پیوندد تا عموزاده سابق خود مونمون را به انتقام از استادم آتوای زخمی کرده او را فلج ساخته بود و به درگیری ها باعث شد نتواند حرکت کند طالب انتقام از اوست او به عباس به قتل نامزدش همیذا که فروشنده جواهرات فلزی است درخواست می کند تا از احساسات عاشقانه ای که مرد رد کرده بود بگذرد مهروروس از محله فرار می کند و جز دوستش بیامی کسی از مسیرش خبر ندارد جز آنکه بیامی او را توصیه می کند