خط داستانی
شخصی با لباس پرنده وارد قاب میشود. در یک رختکن، جان مالکویچ لباس کاسانوا را از تن در میآورد. دامن یک زن جوان به رنگ نارنجی همانند منقار یک فنچ زبرا است که در قفس آواز میخواند. نیلوفر سفید در پای تندیانه مریم مقدس ایستادهاند، گلسرخها جلوی پنجره استودیوی س ا ام سی. آنجا بازی خاموش تسلیم در ازای پول، در موزه آغوشی، شعری نجوا شده در گوش. کودکانی که در جنگل در پاییز میدوند. جنگلی در تابستان با نور قاب گرفته شده. یک ارگاسم و رقص.