Revelaciones
فیلم وادی افشاگری ها
در روزی سرد در بوگوتا، عکاسی جوان از کسی در آپارتمانش منتظر است. با شنیدن صدای ترافیک ناشی از نویز، می نشیند و دود می کند در حالی که خاطرات دلنشین به یاد می آید و تصاویر قدیمی که مدتی مخفی نگه داشته بود را می بیند. خاطرات شاد و غمگین، جنسی و عادی که با گذشت زمان برای او آشوب می آورد. در همین حال تلفنی مرتب زنگ می زند که پاسخ نمی دهد و او را بیشتر عصبی می کند. سپس در به رویش گشوده می شود.