کارمه در یک روستای کوهستانی در گالیسیا با مادر بیمارش و پدرش رامون زندگی میکند، کسی که به ندرت با او صحبت میکند. او که در یک نانوایی کار میکند، میل به فرار از این فضای سنگین و oppressive دارد، اما شرایط همیشه به نظر میرسد که مانع او میشود. اما در طول آخر هفته «رپا داس بستاس» - جشنی از مبارزه دیرینه بین انسان و اسب - برادر بزرگتر کارمه، لوئیس، به همراه همسرش ماریا به خانه میآید...