کودکان یک خانواده مذهبی در حالی که برای مراسم یادبود برادرشان، میچل، آماده میشوند با والدین خود دچار درگیری میشوند. میسون نوجوان به شدت تلاش میکند تا از طریق روشهای معنوی به دوقلوی گمشدهاش برسد. مالی پیشدبستانی با دقت مراسم را سازماندهی میکند و انتظار دارد همه چیز طبق برنامه پیش برود. مگان، خواهر بزرگترشان، پس از غیبت طولانی به خانه برمیگردد و دیگر تمایلی به سرکوب حقیقت ندارد. مادربزرگ باپتیست و والدینشان سعی میکنند عادی بودن را حفظ کنند وقتی که یک غریبه غیرمنتظره، جیمسون، وارد میشود و خانواده را مجبور میکند تا با رازها و دروغها در مورد مرگ میچل روبرو شوند.