هیچ کس هیچ چیز هرگز
No One Nothing Never
سارا از زندگیاش خسته است و با دوستدخترش کارولینا سفر را در ذهن دارد. پس از فهمیدن اینکه کارولینا سفر نمیکند، دوستیشان با یک بحث بزرگ به هم میخورد. سارا عصبانی میشود و با ماریا، دختری در بار کاری که میکند، وارد رابطهای میشود و در نتیجه میفهمد آنچه میخواهد با روابطی که به شدت به آنها تکیه دارد، همسو نیست.