Dukátová skála
فیلم سنگ دکاتوا
پاول، که به نام پاکو شناخته میشود، در سن چهارده سالگی در یک تونل زیرزمینی در حین یک اکتشاف نزدیک قلعه لوکوف سقوط میکند، به ستون فقراتش آسیب میزند و به صندلی چرخدار محدود میشود. پس از چند ماه توانبخشی، او و مادرش، ورا، با این واقعیت که هرگز نمیتواند دوباره راه برود، به سختی کنار میآیند. نگهبان محلی قلعه، یارومیر، نیز با غم از دست دادن همسر محبوبش دست و پنجه نرم میکند. شهردار لوکوف، کارل زلشک و همسرش ندا، نمیخواهند بپذیرند که رابطهشان به گونهای که تصور میکردند پیش نمیرود و این موضوع بر رفتار پسرشان، پتر، تأثیر گذاشته است. ازدواج آدام و اوا نیز در حال گذراندن یک بحران است، اما تا کنون موفق شدهاند آن را از فرزندانشان، آنیچکا و تادئاش، یا نینی و دیدین پنهان کنند. توکار با دخترانش، دراگیچا و شتیپانکا – شمودلا – به روستا میآید و سعی میکند به زندگی روزمره در لوکوف جا بیفتد.