دکوئی به نام لکـهان پال یک دختر به نام چاندریکا را اختطاف می کند او همراه با اعضای گروهش سعی می کند او را مورد تجاوز قرار دهد چاندریکا دست لکـهان را گاز می گیرد و خون او را بر پیشانی خود می پاشد تا او را به شوهرش تبدیل کند تا از او محافظت کند آن ها پسری به نام سونیل دارند با فرار گروهش به خانه پدر همسرش از جنایت دست می کشد اما سال ها بعد تاثیر آن همچنان بر سونیل باقی است