شوریا (مانوج) تحصیلات خود را در دانشگاه معتبر هاروارد به پایان میرساند اما به هند میآید تا زندگی یک معلم را پیش بگیرد. او به نیازمندان کمک میکند. یک ملاقات تصادفی با نترا (رژینا)، دختر یک نماینده مجلس، به دوستی و عشق تبدیل میشود. یک روز، آنها به کتیلینگالا میروند تا در معبد شبزندهداری کنند. در اواخر شب، گلوی نترا توسط افرادی ناشناس بریده میشود و بلافاصله او را به بیمارستان میبرند. به طور طبیعی، شوریا مظنون میشود. واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ چه کسی این کار را کرده است؟ یا آیا شوریا گلوی او را بریده است همانطور که پلیس معتقد است؟ شوریا (مانچو مانوج) فردی با تحصیلات عالی است که به شدت عاشق نترا (رژینا کاسندرا) است. به دلایل نامشخص، این زوج تصمیم به فرار میگیرند اما یک سری حوادث ناگوار منجر به قتل نترا میشود. پیچش داستان زمانی رخ میدهد که شوریا به قتل متهم میشود.