خط داستانی
فیلم تبلیغاتی مأموریت مسیحی درباره 'یک برش از زندگی کافر، با مردم بامبو در بورادو-لیکوالی'. کلی مجبور است با وسا ازدواج کند اما عاشق شخصی در روستای دیگری است. این موضوع باعث میشود جنگی بین دو روستا آغاز شود و وسا کشته میشود. پدر وسا، مئو، اکنون میخواهد کلی با پسر دیگرش ازدواج کند. کلی امتناع میکند و خصومتها ادامه مییابد. درست زمانی که مقامات تعدادی از مخلوقان را زندانی کردهاند، پدر جیکوبز وارد میشود. این مبلغ سعی میکند اعتماد محلیها را جلب کند اما در درگیری گرفتار میشود. حمله مردان مئو او را به شدت زخمی میکند. روستاییان از جنگ دست میکشند و مئو از مبلغ در حال مرگ طلب بخشش میکند.