سه داستان نسبتاً به هم مرتبط: رابطه بین ماماِرِزِ میانهرو Rosa و درمانگر Marcel بهطور عمیق دچار تشدید میشود با تشخیص سرطان. از پیله بیهدف در زندگی، خدمتکار Motte متوجه بارداریاش از دوست صمیمیاش Neo میشود که جهتگیری جنسیاش را هم مطمئن نیست. در نهایت، نظافتچی Layla باور نمیکند که شوهرش Navid برای یک زن جوانتر او را ترک کرده است. هر وضعیت در یک شب سرنوشتساز بالا میگیرد: شلیک تفنگ، زنی میمیرد، و کودکی متولد میشود. «بدون تو» عبارتی است که میتواند هم منفی و هم مثبت باشد: «نمیتوانم بدون تو زندگی کنم» همچنین به معنای «زندگی با تو خیلی بهتر است». کارگردان Alexandre Powelz این تعبیر را به حداکثر پتانسیل خود میرساند. فیلم بدون تو هم درباره عشق است و هم تلخکنندههای آن، و همچنین یقینی که زندگی ادامه دارد.