لوسیا پل را می سوزاند
Lucía Burns the Bridge
لوسیا یک چیز بیشتر از الخاندرا می خواهد: اینکه دیگر او را نخواهد. از زمانی که لب های دوستش را بر روی لب هایش تصور کرده، دوستی شان دیگر مثل قبل نیست. در میانه یک بعدازظهر با هم، لوسیا با خیالاتش روبرو خواهد شد و او را به تصمیمی اجتناب ناپذیر می رساند: همه چیز را بسوزاند.