پسری جوان به نام هفت پرها در میان دزدان زندگی می کند اما به «شغل» آنها میل ندارد. هر چه پادشاه دزدان می دزدد، هفت پر آن را به صاحبش برمی گرداند. اما قلب شاهزاده زیبایی که او دزدیده، نمی خواهد به او بازگردانده شود. چه رازی پشت منش او پنهان است و برای پادشاه چه ترفندهایی می تواند به کار بگیرد؟