خط داستانی
بنیا مین و پیر کوچک، دوقلوهای اهل روستا، به گشت می روند؛ در حالیکه در حال شنیدن رادیو چه واوار هستند کارهای زیادی برای انجام دارند دیوارهای روستا پر از گرافت های رکیک است البته هیچ کس چیزی ندیده یا نشنیده است در همان زمان یک روستایی خودکشی می کند و به دنبال آن یکی دو تا سه مورد دیگر اتفاق می افتد فصلی پس از فصلی گرافت ها و خودکشی ها گسترش می یابد بنیا و پیر چه کاری می توانند انجام دهند روزها و جشن ها به جریان خود ادامه می دهند