We Met Strangely
فیلم ما برخور با یکدیگر عجیب شهادت میدهیم
نادیا رشیتووا در یک شهر کوچک است، زن جوان خوشتیپ و رئیس بخش ساخت و ساز در دفتر شهرداری محلی. همه او را دوست دارند و برخی (مانند همسایه مستی که میخندد) از او میترسند. اما نادیا هنوز سرنوشت خود را پیدا نکرده است. او با مادربزرگ محبوبش زندگی میکند و عاشق ماهیگیری است: هر آخر هفته برای ماهیگیری به ساحل میرود. و در یکی از این آخر هفتهها، نادیا با «شاهزادهای در اسب سفیدی» آشنا میشود. این است وزیر، یک تاجر از مسکو، علاقهمند به سوارکاری. آشنایی آغاز میشود مانند یک داستان عاشقانه و به شکل رویا ادامه مییابد. به زودی عروسی تعیین میشود.