آنور که به خاطر ناتوانی در تأمین معیشت نمیتواند با کریمان، دختر مورد علاقهاش، ازدواج کند، مجبور میشود وقتی عمویش، که رئیس محله است، فلج میشود، به عنوان رئیس محله انتخاب شود. اگرچه اهالی محله از انتخاب آنور به عنوان مختار راضی نیستند، او و دوستانش تمام تلاش خود را میکنند تا در این موقعیت باقی بمانند. در همین حال، آنور طلاط، تازهوارد به محله را تحت حمایت خود قرار میدهد و سعی میکند به او درباره زندگی آموزش دهد.