Magiczna gwiazda
فیلم ستاره جادویی
خانواده موش قرمز سروفین، ملانیا و فرزندانشان در زمستان در کنار ساحل وِیکِر با موش خود آرچیبالد سپری می کنند. در یکی از شب های اولیه زمستان، برف می بارد و جهان به رنگ ها و شکل های افسانه ای درمی آید. آرچیبالد تصمیم می گیرد به دیدار همسایگانش برود و در پناهی گرم از خاطرات گذشته و ماجراهای زندگی اش در شهر می گوید. او درباره دوست موشیش هیوبرت و کار با او در سوپرمارکت بزرگی صحبت می کند. موش ها مأموریت بزرگی و مسئولانه ای را بر عهده گرفتند؛ هیوبرت و آرچیبالد در شب ها وقتی فروشگاه از حضور جمعیت و کارمندان خالی است، به طبقه خرید بزرگ می روند و کالاهای موجود را مزه می کنند تا به مصرف کنندگان آسیبی از خرید کالاهای تاریخ مصرف گذشته نرسد.