سه داستان متفاوت درباره سه زن. زن اول (هانا) که عاشق (عادل) است، اما با (سامی) ملاقات میکند و به او نیز عاشق میشود. زن دوم (تواهیده) که بیوه است و عاشق (یوسف) کارمند شورای مسلمانان است، اما او متأهل است. زن سوم (شمس)، خوانندهای که به (فتحی) عاشق میشود، اما به خاطر نشستن با مشتریان در ضرر است. چه بر سر این سه زن میآید؟