خط داستانی
از کودکی تا هرج و مرج بزرگسالان، ما جاش را همراه پدر بیوه و گروهی از دوستان نابابش دنبال میکنیم که برای نجات خانواده و خانهشان مبارزه میکنند. در تلاشی ناامیدانه جاش و بهترین دوستش رایان وارد مسابقهٔ کشتی با ماهیت تعطیلات میشوند. با اتحاد گروه، حامیان غیرمنتظرهای ظاهر میشوند و نشانههایی از همسر فقید جاش، سندی، ظاهر میشود که سفر پرمشقت آنها را هدایت میکند. نتیجهٔ آن ترکیبی غیرقابل پیشبینی از فاجعه، کمدی و رفاقت است که به پایان گیرا و تکاندهندهای منتهی میشود.