خط داستانی
یک ماندگار عاطفی از کودکی، او زندگی خود را در قفس احساسات بزرگ به آرامی چید تا احساسات روز دیگر را پردازش کند. هر خاطره شکل گرفته از اولین عشق تا دردناک ترین جدایی در یاخته های روشن دیده می شود که او آنها را بالا می آورد یا ترشی می کند یا در قفس می گذارد. او درمی یابد که با هر کره روشن که کنار می گذارد به تجربه هایش بی حس تر می شود. او ناچیزترین چیزها را از دست می دهد تا بفهمد راهی جز از طریق وجود ندارد