خط داستانی
ایگور سی هست و کارش آهنگ همخوانی با مهمانان در کُرِه است ولی رویا دارد که آهنگ های خودش را بخواند و زندگی خوشبختی با یویا بسازد، برخلاف خواسته های پدر میلیونر. وقتی ایگور به پنورم در کمد خودش به سال هزار و نهصد و نود یک میرسد، طرحی درخشان میریزد تا آینده ای ایده آل برای خود فراهم کند. اما هر تلاشی برای تغییر در گذشته به نتایج غیرمنتظره ای در آینده منجر میشود.