خط داستانی
بازرس ارشد فدئو شولز تشخیص شگفت انگیزی دریافت میکند: دکتر به او میگوید سرطان روده دارد و تنها سه ماه فرصت دارد تا کارهای خوب انجام دهد. او از خود میپرسد این «خوبی» چیست و به کارزار خود میپردازد. او و همکارش رودو لوبسکو به بلوک مسکونیای میروند که نگهبان امنیتی آن هدف گلوله قرار گرفته است. او مالک، سمیر بری را که قصد پاکسازی و بازسازی بلوک را دارد، همراهی میکند. فدئو قبلاً سمیر را به جرم تبهکاری دستگیر کرده است. او گمان میکند که سمیر فقط با معاملات املاک ظاهراً پاک پولشویی میکند.