Král ozvěny
فیلم صدای پژواک ها
شاهزادهجون هنری نظراتِ مخالفت با عشقِ بین دخترش دوبرانکا و تاماس، باغبان و پسرِ دوستی که برای او در جنگ جان باخته است، را دارد. او باور دارد که تاماس نمیتواند پادشاهی را به عهده بگیرد زیرا از نژادِ نجیب نیست و علاوه بر این خیلی مهربان است. و یک فرمانروا باید تندخو باشد. شاهزادهٔ نجیبِ آرثرِ نیبسِنیژِ که با پژواهای همصحبت میکند، دامادِ مناسبتری بود. تاماس و پرنسس با هم عشقِ خود را دفاع میکنند و هر دو به نحوی از ارادهٔ شاهِ باطل فرار میکنند. تاماس با پرنسِ نیبسنیژ با پژواها میجنگد و دوبرانکا از قصر فرار میکند. اگر نبودند، فرشتهٔ گل خوب از گلخانهٔ قصر، پرستارِ آنها و پیرمردِ نگهبان جنگل که میداند عشقِ جوانان چگونه به پایان میرسید.