شکستن جادوی حقیقت
Quebrante
سحر گشوده می شود و کوبرا نته در سنگراها و رویاهای محوطه ترنسآمازون با جاده بیست و سه صفر را طی می کند و سنگ ها و ارواح آن را به نمایش می گذارد. قصه در روستای کوچک رودولیس روایت می شود که نخستین شهر ساخته شده در این جاده است و خانم ایریمار، معلم بازنشسته ابتدایی که در منطقه با نام خانم غار شناخته می شود را دنبال می کند.