خط داستانی
تابستان سال 2000. یک پسر جوان به خانه پدربزرگ و مادربزرگش در یک روستای ساحلی میرسد. در روزهای بیخیالی تابستانیاش، او را زن مرموزی به نام «جادوگر» همراهی میکند، یک زن سالخورده که به تنهایی در یک خانه قدیمی در ساحل زندگی میکند. وقتی یک روز آن زن دیگر آنجا نیست، پسر برای اولین بار به غروب خورشید نگاه میکند.