ویکتور صاحب یک رستوران مد روز است، اما اوضاع در آن خوب پیش نمیرود. تنها امید او شب سال نو است، زیرا تمام میزها رزرو شدهاند، اما 31 دسامبر میرسد و سرآشپز و تمام تیم رستوران آنجا را ترک میکنند. به نظر میرسد همه چیز از دست رفته است، و سپس اولسیا، صاحب آشپزخانهای در یک روستا نزدیک مسکو، به رستوران میآید. او کیکهایی را آورده که ویکتور به طور تصادفی از او سفارش داده و حتی فراموش کرده است. ویکتور به اولسیا پیشنهاد میدهد که سرآشپز شب سال نو شود. او رد میکند، زیرا به پسرش کیریل قول یک داستان سال نو با آتشبازی داده است. ویکتور او را قانع میکند که قبول کند، او به او ایمان دارد و میداند که اولسیا یک هدیه خاص دارد — بیدار کردن بهترین خاطرات از مردم با غذاهایش. آیا اولسیا و ویکتور میتوانند یک معجزه واقعی سال نو را انجام دهند: همه مهمانان را با غذاهای خاص سیر کنند و وعدهای که به کیریل دادهاند را تحقق بخشند؟
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.