خط داستانی
دختر جوان در حین سفری دور دنیا از دوستپسری رها میشود. اما درست وقتی به خانهشان در دانمارک برمیگردند، به خاطر شیوع کرونا تمام پروازهای هوایی از جزیره بسته میشود و آنها اکنون در همان نقطه ای متروک و در بند نگه داشته شدهاند. در هتل. در بههمخوردگی. و در زندگی. زمان به تلاطمِ احساساتی مملو از عشق تا نفرت، تردید، حسادت و شکست تبدیل میشود. زوج سابق در روزها با حیرت در یک زندان طلایی و گرمسیری به سر میبرند. در حالی که او میخواهد هر چه سریعتر به خانه برگردد، او تلاش میکند سفرشان به خانه را به تاخیر بیندازد. زیرا تا زمانی که از نظر جسمی با هم هستند، رابطهشان حداقل در ذهن او زنده میماند.