واقعیت معمولاً در بهترین حالت ناپایدار است، اما برای پیتر واقعیت بیشتر شبیه یک ترن هوایی بیپایان است. زندگی واقعی و آگاهی تغییر یافتهاش برای کنترل بر یکدیگر میجنگند تا اینکه او مجبور به بازنشانی میشود. تنها ثابتی که وجود دارد لک تازهای است که در وسط وجودش قرار دارد و نمیتواند از آن فرار کند یا آن را تمیز کند، هرچقدر هم که زمین یا ذهنش را بشوید.