رابرتو یک بانکدار موفق ۳۲ ساله است که زندگی پرمشغلهای دارد و شغلش حتی در آخر هفتهها نیز او را مشغول میکند؛ او یک دوست دختر بااستعداد به نام الیا دارد که شش سال است با هم در رابطه هستند؛ و در اوقات فراغتش کمی فوتبال، آبجو و کریس، یک پسر ۲۰ ساله که در یک اپلیکیشن دوستیابی همجنسگرا ملاقات میکند. کریس باعث میشود او دوباره فکر کند که آیا زندگیای که دارد همان چیزی است که میخواهد یا آنچه که از او انتظار میرود.