خط داستانی
سال ۱۹۶۷، روز ماردی گراس. فرانسواز دانشآموزی وحدتیافته در مدرسه شبانهروزی کاتولیک دخترانه است. باور دارد که تنها یک شب دیگر تا مرگش باقی مانده، از این رو با دوستیاش دلفین برای شرکت در یک مهمانی با کارناوال لباس فرار میکند تا همان شب را به گونهای بگذراند که گویی آخرین شب عمرش است.