خط داستانی
ما یک سال بعد به بن میپیوندیم، در حالی که او در حال عادت کردن به زندگی بدون مادربزرگ محبوبش است. در حالی که خاطره سرقت جسورانه جواهرات سلطنتی هنوز در ذهنش تازه است، با شنیدن این خبر که یک سری سرقتهای جدید در حال رخ دادن است - با همه سرنخهایی که به گربه سیاه اشاره میکنند، که بن او را به نام مادربزرگ میشناسد - شوکه میشود.