پس از ترک هوانوردی تجاری، ویچسلاو لازاروف و خانوادهاش به حومه میروند، جایی که او به پرواز ادامه میدهد، اما اکنون با یک AN-2 کوچک با پروانه. و زندگی خانواده لازاروف به روال عادی خود ادامه دارد تا اینکه یک روز یک توله خرس کوچک که کولیا، پسر خلبان، به او لقب منصور میدهد، وارد میشود. وقتی منصور توسط شکارچیان محلی ربوده میشود، سگ وفادار، پالما، به کمک او میآید. این دو حیوان باید راه خود را از میان جنگلی پر از حیوانات وحشی، شکارچیان و خطرات دیگر پیدا کنند. و لازاروفها که برای جستجوی دوستان چهارپای خود راهی میشوند، باید به یاد بیاورند که معنای واقعی خانواده بودن چیست.