نفرتی که از سنین پایین بین یوسف و یکی دیگر ایجاد شد، منجر به مهاجرت اول به اوکراین و زندانی شدن یوسف در دستهای جوزف در مصر شد. در اوکراین، یوسف اجازه میدهد همسرش و حبیبه، فرزند تازهمتولدش را پیش ببرند و با دلالان مواد مخدر کار میکند و با پولها به مکان نامشخصی فرار میکند. سپس یوسف به ترکیه سفر میکند تا در تجارت مواد مخدر کار کند. در نهایت، آنها دوباره با هم ملاقات میکنند و داستان به پایان میرسد، یکی از آنها کشته میشود.