EMTان صاحب یک مغازه عرضه در روستا است. پسرش کریشنا که دانشجوی علوم طیور است به او در مغازه کمک میکند. پدری سختگیر EMTان همیشه پشت پسرش است و روشهای سخت او آرامشی در خانه ایجاد نمیکند. وادویلور (عموی کریشنا) تنها دلخوشی او در خانه است. کریشنا با دوستدختر دوران کودکیاش جانانی که دختر عمویش است مواجه میشود. خانوادههای هر دو با یکدیگر دشمنی دارند. وقوع یک مرگ در خانواده آنها را با هم به هم میپیوندد. متأسفانه کریشنا و جانانی ...