خط داستانی
صدای سقوط چیزی، شیشهشکسته، زنگ خطر خودرو. او از پلههای ساختمان پایین میدوید تا صحنه را روبهرو میشود. با ناامیدی از صحنه دور میشود و در پسزمینه جسد خونآلود مردی را میبیند که در ماشینی wrecked افتاده است. در یک بانک خون با ترس منتظر زمان اهدای خون است. او در مقابلش ظاهر میشود. رویا؟ یا یاد؟ لحظه اهدای خون دردها و چالشهای جدایی زوج را آشکار میکند