خط داستانی
در دهکدهای کوهستانی کردنشینِ برفی در شرق ترکیه، زنی سالخورده بنام برفه و نوهاش جیان در تنگنا هستند. تنها مرد خانه، تمو، پسر یکی و پدر دیگری، توسط نیروهای نظامی ترکیه دستگیر شده است. فرمانده به خانوادهها گفته شده که سلاح پنهان کردهاند و همه مردان دستگیر میشوند تا خانوادهها سلاح را تحویل دهند. مسئله این است که در روستا هیچ سلاحی وجود ندارد. ناامید، برفه و جیان سفر طولانی را آغاز میکنند تا ترتیبی بیابند تا برای عزیزشان تمو سلاحی را به دست آورند. آیا این زن سالخورده و granddaughter بیگناهشان راهی برای خروج از این درگیری هویتی کردستانی پیدا خواهند کرد؟