در یک شب توفانی بر روی یک قایق کوچک ماهیگیری ایرلندی، ماهیگیر جِرِیِمیا و پسرش رونان شاهد شیء تیره درخشان غیر زمینی هستند که به دریا فرود میآید. آنها تصمیم میگیرند بررسی کنند و شیء را به عرشه میآورند. در حالی که با عناصر طبیعت مبارزه میکنند تا آن را بر سطح بگذارند، جرِیِمیا چیزی خیلی عزیز را از دست میدهد و چیزی کاملاً غیرمنتظره به دست میآورد.