خط داستانی
شبی پر از روایت های گوناگون در شهری بزرگ است. لیکا راننده تاکسی همه چیزدان است و لیا همکارش باگذشتگی نسبت به زندگی دارد. آنها دیدگاه های متفاوتی نسبت به زندگی دارند و تنها در زمان نوشیدن و غذا خوردن در بار به هم می رسند. این دو از کار خود ناامیدند و به دنبال کشف دوباره خود هستند تا با ماجرایی همیشگی در خیابان های بخارست، با گونه های مختلف مشتریان روبه رو می شوند که بر زندگی آنها اثر می گذارند.