خط داستانی
یاکوب، یک ملوان سابق، با نوهاش جاویدان زندگی میکند. جاویدان یادگاری از دختر مرحومش ملودی است. یاکوب دیابت دارد و وضعیتش رو به وخامت است. او عاشق غذا خوردن است. با وجود تلاشهای بهترین جاویدان، او به طور مخفیانه غذاهای ناسالم میخورد. پدربزرگ یاکوب دو دختر دیگر به نامهای چیکک و ایرماک دارد. هر دو متأهل هستند. شوهرانشان، شفیق و سرکان، به طور مداوم سعی میکنند از پدربزرگ یاکوب تحت عنوان تجارت پول بگیرند. وقتی متوجه میشوند که دیگر نمیتوانند از او پول بگیرند، شوهران نقشهای برای به دام انداختن پدربزرگ یاکوب با یک پیک که ترتیب دادهاند، میکشند و به او یک ساندویچ مسموم میدهند.