خط داستانی
در روستای کوچکی از هارانا، مینِی دختری با ارادهٔ آزاد است که با شخصیت پرانرژیاش دل هرکسی را میبرد. پدرش به نام بهتی موتور سهچرخه دارد و میخواهد او را با پسری به نام سانی نامزد کند. ویرن، رانندهٔ سهچرخهٔ فروتنانه اما بلندپرواز است که به نام مینِی در خانهٔ پدرش کار میکند. با وجود ناامیدی پدر نسبت به موفقیت ویرن، تمام سهچرخههای او را میفروشد تا ویرن نتواند پولش را پس بگیرد. در تلاشی برای بازگرداندن پول، ویرن به خانهٔ نامزد مینِی هجوم میبرد و این زن به طور ناخواسته مجبور میشود از ازدواج فرار کند؛ اما نقشه مشکلاتی را ایجاد میکند که به فاجعهای با گرهای عاشقانه منجر میشود؛ در نهایت مینِی با پدرش در نتیجهٔ فریب، با سانی ازدواج میکند…