خط داستانی
لوس دختر جوانی است که با پدرش زندگی میکند و سعی دارد با عادیسازی زندگی روزمره روبهرو شود، هرچند حضور مادرش باعث آشوب وجود او شده است. در خدمت به عنوان کادر حمایتی برای مراقبت پایانی بیماران، لوس با آگاتا، مادری سالخورده و خلقی نسبتاً دشوار، آشنا میشود و آنچه را که بیش از هر چیز نیاز دارد به او میدهد: پرتوئی از نور آفتاب در تاریکی بیماری.