در طول جنگ الجزایر (1954-1962)، بسیاری از جوانان فقیر الجزایری، که به "هارکیها" معروف بودند، داوطلبانه به ارتش فرانسه پیوستند. صلاح و قدور خود را تحت فرماندهی ستوان پاسکال مییابند. اما با نزدیک شدن به پایان درگیری، چشمانداز استقلال در افق نمایان میشود. وضعیت برای هارکیها ناامیدکننده به نظر میرسد. ستوان پاسکال با مقامات بالاتر خود مواجه میشود و بر این نکته تأکید میکند که هر یک از مردان در گروهان او باید به فرانسه منتقل شوند.