خط داستانی
سحرایی، رهبر یک باند، تصمیم میگیرد یکی از اعضای قدیمی خود به نام یوسف را که مبتلا به سرطان شده و از داراییهای باند پولی را هم ربوده، از میان بردارد. او عادل را مأمور میکند تا او را حذف کند و همچنین فراه را برای دنبال کردن عادل میفرستد، اما میان آنها عشق شکل میگیرد. در نهایت یوسف و عادل با یکدیگر دوست میشوند.