قوها
Swans
مردی به برلین سفر میکند چون عشق سابقش در کما است. او پدر، فرزندشان منوال را با خود میبرد و با سردی شهر در زمستان روبهرو میشوند. پدر و پسر با بدشگونیهای جسمانی و فاصلهٔ عاطفی روبهرو میشوند.