خط داستانی
این فیلم که از مجموعه داستانهای کوتاه نویسنده نروژی لِوی هنریکسن اقتباس شده، زندگی افرادی را روایت میکند که در شب کریسمس در تلاشند تا به خانه خود برگردند، در زیر رنگهای شفق شمالی. داستان در چند ساعت بعدازظهر در شب کریسمس رخ میدهد. داستانهای فردی که گاهی با هم تداخل دارند، در شهر کوچک اسکوگلی قرار دارند. شخصیتهای داستانها از نظر سن و وضعیت زندگی تنوع زیادی دارند و نمایانگر آشتی با زندگی خود و ناامیدی شدید هستند. برخی تمایل به درک و تغییر زندگی خود دارند، در حالی که دیگران تسلیم شدهاند. جنبههای عمیقاً تراژیک و ملانکولیک با شوخطبعی و راهحلهای نسبتاً سطحی ترکیب شده است.