زنی خواب میبیند که مادر مرحومش به او میگوید به خانهای در بانکوک سفر کند و یک صندوق را بردارد. صاحب خانه او را دعوت میکند تا شب را بماند و رازهای صندوق شروع به آشکار شدن میکند. پس از اینکه یک جعبه را که تنها یادگاری از مادرش بود، اهدا میکند، جین دچار کابوسهای مداوم و مکرر میشود که در آن والدینش از او درباره صندوق پول میپرسند. این دختر در نهایت موفق میشود صندوق را پیدا کند که توسط یک مرد ثروتمند خریده شده که در خانهای نسبتاً دورافتاده در حومه زندگی میکند. در ابتدا مهربان، او بعداً به یک دیوانه قاتل تبدیل میشود که همسرش را کشته و او را در صندوق قفل کرده است. این ارباب همچنین جین را زندانی خواهد کرد و او را به یک عروس از گوشت و خون تبدیل میکند، با نیت ازدواج با او، اما...