بیصدا
No Voice
او حالا کیلومترها از مادرش دور زندگی میکند؛ مادری که منتظر خبری از او است. این لحظهای تلخ و شیرین، بیقرار و حسی نوستالژیک است و او آن سالهای از دست رفته را به یاد میآورد.