خط داستانی
وقتی دو انسان شکسته یکدیگر را ملاقات میکنند چه میشود؟ دیوید به تازگی از همسرش جدا شده و سارا از رابطهاش با شوهر سمی رهایی یافته است. مسیرهای آنها با هم گره میخورد و رابطهای غیرمتعارف شکل میگیرد. دیوید احساس نیاز و قدردان بودن میکند و سارا با وجود مراقبت، به آرامش میرسد. در عین حال، زوج از جهان بیرون بیشتر و بیشتر منزوی میشوند. چرا دیوید نمیخواهد با سارا دیده شود و چرا دوستان یا خانواده دیوید تا کنون با او ملاقات نکردهاند؟ رنگهای واقعی دیوید آرام آرام آشکار میشود در حالی که او از técnicas سرکوبگر استفاده میکند. آیا رابطه آنها آیندهای دارد یا شمایی از تراژدی در راه است؟